محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1238

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ذكر حوادث كه به بغداد افتاد و اضطراب مردمان بر حسن بن سهل و سپاه بغداد حسن بن سهل را از شهر بيرون كرده بودند و او به نهروان بود . و بو سرايا را آنجا كشت . پس بازگشت و به بغداد نيارست آمدن و به مداين شد ، بر آنكه از آنجا به واسط شود . و سرهنگى را به بغداد فرستاد به اميرى نام وى على ابن هشام . و على به بغداد اندر آمد و به اميرى بنشست و سپاه گرد كرد . و از او شش ماهه روزى خواستند . و او نامه كرد به حسن . و حسن وعده كرد كه بفرستم ، و نفرستاد . چون يك ماه برآمد ، بازگرد آمدند و بر على بن هشام شنعت كردند . على وعده كرد كه ايشان را نفقه بدهد از آن خويش تا درم حسن بيايد و بدهد . و آن علوى كه به بصره بود كه او را زيد النّار خواندندى ، على بن [ ابو ] سعيد [ كه ] اميرى بصره از قبل حسن گرفته بود و [ او را ] به زندان كرده ، از زندان بجست . و بو سرايا را برادرى بود او را عبد الله گفتندى ، پنهان بود . هم بدان ناحيتها بيرون آمد و با او يكى شد . و مردمان گرد آمدند و خواستند كه بصره بگيرند . على بن هشام كس فرستاد تا او را از بغداد سپاه فرستاد سوى ايشان تا حرب كردند و برادر ابو سرايا را بكشتند ، و زيد النّار را اسير كردند و به بغداد آوردند ، و على بن هشام او را به زندان كرد . و لشكر بغداد بر على بن هشام بشوريد و شنعت كردند و